|
دلنوشته های دلنشین |
از 3 نفر هرگز متنفر نباش : فروردینی ها، مهریها، اسفندی ها ... چـون بهتـرینن ... 3 نفر رو هرگز نرنجون: اردیبهشتی ها ، تــــیـــری ها ، دی ـی ها ... چـون صادقن 3 نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت برن: شهریوری ها ، آذری ها ،آبانی ها ... چـون به درد دلت گوش میدن 3 نفر رو هرگز از دست نده: مرداد ـی ها ، خرداد ـی ها ، بهمن ـی ها ... چـون دوست ِ واقعی ان طبقه بندی: متفرقه، ![]() در۸۰سالگی پی بردم , دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیاست گابریل گارسیا مارکز
طبقه بندی: عشق،
چــرا آدمـا نمیـــدونن بعضـــی وقتهــا خـــــداحافـــــظ یعنـــی : نــــذار برم ...؛ یعنـــی بــرم گــــردون ، سفــــت بغلـــــم کـــن و بگــــــو : خدافــــظ و زهــــر مـــار ؛ بیخــــــود کــــردی میگی خدافـــــظ .... مگـــــه میـــذارم بــــری ! مــــــگه الکیـــــه ... !!
ساعت 3 شب بود كه صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار كردی؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار كردی..... فقط خواستم بگویم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اینكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت..... ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.....دل هیچ کسی رو نشکن
کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستانم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی ........بمان............ نه اینکه شانه بالا بیاندازی و آرام بگویی: هرطور راحتی...... طبقه بندی: عشق،
چهار تا دوست كه ۳۰ سال بــــود همدیگــرو ندیده بــودند توی یه مهمونی همدیگـــرو می بینند و شروع می كنند در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف كردن. . . بعد از مدتی یكی از اونا بلند میشه میره دستشویی. ... سه تای دیگه صحبت رو می كشونن به تعریف از فرزندانشون ! ... اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه كار عالی وارد شــد و خیلی ســـریع پیشرفت كـــــرد. پسرم درس اقتصاد خـــوند و توی یه شرك...ت بزرگ استخــــدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده كه حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد ! دومی: جالبه ، پسر من هم مایه افتخار و ســرفرازی منه. توی یه شركت هواپیمایی مشغول به كار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد ! سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده . اون توی بهترین دانشگاه های جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شركت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس كرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه برای تـــولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متــــری بهش هدیه داد ! هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند كه دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریكات به خاطر چیه؟! سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت كردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف كنی؟! چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه كلوپ مخصوص كار میكنه! سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی ! دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش ازسه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !☺ ☺نتیجه اخلاقی: هیچ وقت به چیزی كه كاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نكن طبقه بندی: حکایت ، داستان کوتاه،
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |